مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

192

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

اين موضع رسمى امويان است كه حدود و ابعادش در سخن وليد بن عتبه به روشنى ترسيم شده است . امويان پيش از آن در غائله روز نخست امامتش ، در رويارويىاى كه به خاطر جلوگيرى از دفن برادرش در كنار جد وى به پا كردند نيز همين موضع‌گيرى را به امام حسين عليه السلام ابلاغ كرده و او را نسبت به اين محدوده آگاه ساخته بودند . بنابر اين خون حسين عليه السلام از ديدگاه بنى اميه ، تا آن‌گاه « خون محترم در ميان بنى عبد مناف » است كه عليه اين حكومت قيام نكند . احترام اين خون نه به خاطر اعتقاد به حق بزرگ و قداست آن ، بلكه به اين خاطر است كه ريختن اين خون مقدس چارچوب دينىاى را كه حكومت اموى به آن چنگ انداخته است در هم مىشكند . معاويه در باقيمانده دوران زندگىاش ، به كار امام حسين عليه السلام اهتمام فراوان مىورزيد و براى او حساب ويژه‌اى باز كرده بود ؛ و ميان عدم حمله و تعرض به وى و پرهيز از برانگيختن آن حضرت و مراقبت پيوسته و شبانه روزى از ايشان توازنى پديد آورد تا اين كه انديشهء قيام ، از مكنون قلب آن حضرت به ميدان عمل درنيايد ، چرا كه در اين صورت معاويه كه خود زمينه ساز قيام امام شده بود در برابر انتخاب‌هايى دشوار قرار مىگرفت . مراقبت شديد از امام عليه السلام در چنين شرايطى نبايد به شگفت آمد كه معاويه از امام عليه السلام به شدت مراقبت كند ؛ و تمام حركات و سكنات زندگى خصوصى و عمومى ايشان را در سفر و حضر زير نظر بگيرد . معاويه به عمد مىخواست كه امام عليه السلام را حسّاس كند و نسبت به اين مراقبت او را بياگاهاند و اعلام كند كه ريز و درشت جريان زندگى وى لحظه به لحظه به وسيله جاسوس‌ها به او گزارش مىشود . شايد اين كار امام عليه السلام را از انديشه قيام باز دارد ! نمونه‌هاى اين حقيقت فراوان است ، ولى ما در اين جا تنها به نقل يك مثال كه نشان مىدهد كه معاويه حتى حالات شخصى امام عليه السلام را در منزل آن حضرت نيز زير نظر داشت . تاريخ مىگويد : معاويه در مدينه جاسوسى داشت كه كارهاى مردم و قريش را به او گزارش مىداد . در يكى از گزارش‌هاى اين جاسوس آمده بود كه حسين بن على عليه السلام يكى از كنيزانش را آزاد و با او ازدواج كرده است . به دنبال آن معاويه به حسين بن